
فاصله میان عید سعید قربان و عید سعید غدیر که به عنوان «دهه امامت و ولایت» معرفی شده، فرصت مغتنمی است برای تبیین، ترویج و اشاعه فرهنگ غدیر و شناساندن مقام شامخ حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام و بازگویی فضایل بیشمار آن انسان نمونه و الگوی کامل انسانی پس از حضرت رسول اکرم «صلیاللهعلیهوآله».
امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه که خود به تاسی از حضرت امیر اقدام به احیای اسلام ناب محمدی «ص» نمود و با رهبری انقلاب اسلامی و به پیروزی رساندن آن، زمینه احیای فرهنگ غدیر و فرهنگ علوی را پدید آورد، در توصیف شخصیت مولای متقیان، آن حضرت را از قول رسول گرامی اسلام «در همه جهات مهذب» و «در همه جهات معجزه» معرفی میکنند و روز عید غدیر و روز انتصاب ایشان به جانشینی پیامبر را از اعیاد بزرگ مذهبی و عید مستضعفان و عید محرومان و عید مظلومان جهان مینامند.
امام خمینی با اینکه خود دارای شخصیتی جامع در حوزه فقه و اصول و عرفان و فلسفه و سیاست است و در علوم روز از جامعیت بینظیری برخوردار میباشد، در عین حال خویشتن را عاجز از توصیف کامل شخصیت علی علیهالسلام میدانند و آن حضرت را دارای ابعاد مختلفهای معرفی میکنند که آن ابعاد به گفتگو و سنجش بشری در نمیآید!
امام خمینی بیانات ارزندهای درباره پیام غدیر، ولایت و امامت و حکومت حضرت علی علیهالسلام دارند که گزیدههایی از آن بیانات را به پاس گرامیداشت «دهه ولایت و امامت» و در آستانه عید سعید غدیرخم تقدیم خوانندگان گرامی روزنامه مینماییم.
***
* روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم - صلیالله علیه وآله و سلم - تکلیف حکومت را معین فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود که حکومت اسلام نمونهاش عبارت از یک همچو شخصیتی است که در همه جهاتْ مهذّب، در همه جهات معجزه است. و البته پیغمبر اکرم این را میدانستند که به تمام معنی کسی مثل حضرت امیر - سلامالله علیه - نمیتواند باشد لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشد از حکومتها، تا آخر تعیین فرمودند؛ چنانچه حضرت امیر خودش هم برنامهاش را در آن «عهدنامه مالک اشتر» (1) بیان فرموده است که حکومت و آن اشخاصی که از طرف ایشان حاکم بر بلاد بودند تکلیفشان در همه جهات چه هست.
به حسب آن تعیینِ رسول اکرمْ الگوی خلافت را و برنامه حضرت امیر کیفیت ولایتِ ولات در افراد را - آنطور که بیان فرمودهاند - تمام این حکومتها که سر کار آمدهاند تا حالا، از بعد از حضرت امیر و یک چند روزی هم امام حسن - سلامالله علیه - تمام حکومتهایی که تا حالا سر کار آمدهاند، چه حکومتهایی باشند که تا حدودی مثلاً - اگر همچو چیزی پیدا بشود- تا حدودی مودب به آداب حکومت اسلامی (2) بوده است و آن الگوی رسولالله بوده است، و چه آنهایی که اصلاً نبودهاند، هیچ کدام این حکومتها لیاقت حکومت را نداشتهاند و خود حضرت امیر - سلامالله علیه - قیام کردند بر ضد معاویه؛ در صورتی که معاویه هم تشبث به اسلام داشت و کارهای اسلامی را میکرد و شاید اعتقادات اسلامی هم داشته است، شاید؛ شاید هم نداشته. مع ذلک حتی آنهایی که حضرت امیر را به خیال خودشان نصیحت میکردند که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شامات باشد و بعد که پایه حکومت شما قوی شد آن وقت او را رد بکنید، به هیچ یک از این حرفها اعتنا نکردند و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که برخلاف موازین الهی رفتار میکند و ظلم را در بلاد راه میاندازد، من حتی برای یک آن هم نمیتوانم او را حاکم قرار بدهم. بلکه اگر حاکمش قرار میدادند این حجت میشد بر اینکه نه، میشود که یک فاسقی هم از طرف ولی امر حاکم باشد. و حضرت امیر مضایقه کرده از اینکه حتی اگر مصالحی هم آن وقت - مثلاً - بود که اگر پای ایشان محکم میشد ممکن بود مثلاً معاویه را کنار بزنند، مع ذلک به خودشان اجازه نمیدادند که معاویه را حتی یک روز در سلطنت خودش باقی بگذارند. و این حجتی است بر ما که اگر بتوانیم باید این حکومتهایی [را] که حکومت جوْرند کنار بزنیم و اگر خدای نخواسته نتوانیم، رضایت بر حکومت اینها - ولو یک روز، ولو یک ساعت - این رضایت بر ظلم است، رضایت بر تعدی است، رضایت بر غارتگری مال مردم است؛ و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی - ولو یک ساعت. (صحیفه امام، ج5، صص28 و 29)
* آن چیزی که موجب تاسف است، این است که مجال پیدا نکرد حضرت امیر - سلامالله علیه - نگذاشتند مجال پیدا بکند، که آن حکومتی که حکومتالله است در دنیا به آن نحوی که میخواست، خود حضرت امیر - سلامالله علیه - میخواست پیاده کند تا دنیا بفهمد که اسلام چی آورده است و چه شخصیتهایی دارد. در آن وقت که حکومت دست ایشان نبود، که مجال نبود، آن وقت هم که حکومت دست ایشان آمد، باز مجال ندادند؛ سه تا جنگ بزرگ در زمان ایشان افروختند و مجال اینکه یک حکومتی که دلخواه او هست برقرار کند نشد، و این را ما باید تا آخر ابد از آن متاسف باشیم. اگر یک همچو مجالی برای ایشان پیدا میشد، الگویی بود آن حکومت برای همه کسانی که میخواهند به عدالت و به امور الهی قیام کنند، الگو میشد. ولی تاسف این است که نشد، و آن قدری که شد هم باز نورش متجلی است، و الآن هم همان اثر کمی که از ایشان مانده است در باب حکومت، همان اثر کم هم معلوم است که وضع باید چه باشد. و تاسف دیگر اینکه مجال پیدا نکرد ایشان که آن علومی که در سینه ایشان بود «وهیهُنا عِلْماً جَمَّاً» «انَّ هیهنا عِلْماً جَمَّاً» پیدا نکرد اشخاصی که حَمَلِه آن علم باشند. و بلااشکال آن علمی که ایشان حَمَلِهاش را پیدا نکردهاند، آن علم اسرار ولایت، اسرار توحید است. و باید همه عرفا تاسف بخورند بر اینکه این مجال برای ایشان پیدا نشد که آن اسرار را که باید افشا کند، افشا بفرماید.
مجال نشده و این هم جزء تاسفهایی است که باید خصوصاً عرفا و فلاسفه و علما و دانشمندان در این تاسف روزگار بگذرانند.
و ما در این روز، این روز مبارک که از اعیاد بزرگ اسلام است و به حسب نفوس ما بالاترین عید است و نکتهاش هم این است که این ادامه نبوت است، ادامه آن معنویت رسولالله است، ادامه آن حکومت الهی است، از این جهت از همه اعیاد بالاتر است. و ما در این روز سعید یکی از چیزهایی که وارد شده است این است که بگوییم، بخوانیم:
الْحَمْدُللَّه الّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوَلایه امیر الْمُومِنینَ وَ اهْلِ بَیتِهِ (3).
تمسک به ولایت امیرالمومنین چی هست؟ یعنی ما همین این را بخوانیم و رد بشویم؟ آن هم تمسک به ولایت امیرالمومنین در روزی که ولایت به همان معنای واقعی خودش بوده است، نه تمسک به محبت امیرالمومنین، تمسک به محبت اصلاً معنا هم ندارد، تمسک به مقام ولایت آن بزرگوار به اینکه گرچه ما و بشر نمیتواند به تمام معنا آن عدالت اجتماعی و عدالت حقیقی را که حضرت امیر قدرت بر پیاده کردنش داشت، نمیتوانیم ماها و هیچ کس، قدرت نداریم که پیاده کنیم، لکن اگر آن الگو پیدا شده بود و حالا هم ما باید به یک مقدار کمی که قدرت داریم تمسک کنیم. تمسک به مقام ولایت معنایش این است که، - یکی از معانیاش این است که - ماظِلّ آن مقام ولایت باشیم. مقام ولایت که مقام تولیت امور بر مسلمین و مقام حکومت بر مسلمین است، این است که چنانچه حکومت تشکیل شد، حکومت تمسکش به ولایت امیرالمومنین و این است که آن عدالتی که امیرالمومنین اجرا میکرد، این هم به اندازه قدرت خودش اجرا کند. (صحیفه امام، ج18، صص152 تا 154)
* متقابلاً این عید بزرگ را بر مهمانان عزیزی (4) که از محضر مقدس امام ثامن - سلامالله علیه - تشریف آوردند [تبریک میگویم]، ما قدمهای شما را بسیار گرامی میداریم. شما از مرکزی آمدید که مرکز نور است، مرکز علم الهی است، مرکزی است که باید همه در آن مرکز آستان بوسی کنید، و باید اظهار تاسف کنم که دست ما کوتاه است، و از شما آقایان، روحانیون و دیگر قشرها مستدعی هستیم که آن جا که رفتید عرض ارادت ما را برسانید. امروز که روز عید غدیر است و از بزرگترین اعیاد مذهبی است، این عید، عیدی است که مال مستضعفان است، عید محرومان است، عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم - صلیالله علیه و آله و سلم - برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا، حضرت امیر - سلامالله علیه - را منصوب فرمودند. باید ما تاسف بخوریم از این که نگذاشتند دستهای خائن، برای جنگهایی که در زمان تصدی ایشان به امور بود، آن جنگها و جنگ افروزها نگذاشتند که چهره این مرد بزرگ در ابعاد مختلفی که دارد نمایان بشود. این بزرگوار شخصیتی است که دارای ابعاد بسیار است و مظهر اسم جمع الهی است که دارای تمام اسماء و صفات است. تمام اسماء و صفات الهی در ظهور و در بروز در دنیا و در عالم، با واسطه رسول اکرم در این شخصیت ظهور کرده است. و ابعادی که از او مخفی است، بیشتر از آن ابعادی است که از او ظاهر است. همین ابعادی هم که دست بشر به آن رسیده است و میرسد، در یک مردی، در یک شخصیتی جمع شده است، جهات متناقض، جهات متضاد. انسانی که در حال این که زاهد و بزرگترین زاهد است، جنگجو و بزرگترین جنگجوست در دفاع از اسلام. اینها در افراد عادی جمع نمیشود، آن که زاهد است، به حسب افراد عادی، جنگجو نیست، آن که جنگجوست زاهد نیست. در عین حالی که در معیشت آنطور زهد میکردند و آنطور در خوراک و در آنطور چیزها به حداقل قناعت میکردند، قدرت بازو داشتند، آن قدرت بازو را، و این هم جزء اموری است که جمعش، جمع متضادین است. در عین حالی که دارای علوم متعدده و دارای علوم معنویه و روحانیه و سایر علوم اسلامی است، در عین حال میبینیم که در هر رشتهای، مردمی که اهل آن رشتهاند او را از خودشان میدانند، پهلوانها حضرت امیر را از خودشان میدانند، فلاسفه حضرت امیر را از خودشان میدانند، عرفا حضرت امیر را از خودشان میدانند، فقها حضرت امیر را از خودشان میدانند، هر قشری که اهل یک رشته است، حضرت امیر را از خودش میداند. و حضرت امیر از همه است، دارای همه اوصاف است و دارای همه کمالات. (صحیفه امام، ج19، صص63 و 64)
* من این عید سعید بزرگ اسلامی را و مذهبی را به همه ملتهای مستضعف و به مسلمین جهان و به ملت بزرگوار ایران تبریک عرض میکنم. و به فال نیک میگیرم که در یک همچو روز بزرگی، مسئله تنفیذ (5) صورت گرفت. باید عرض کنم که مصادف با این یوم، مسئولیتهای بزرگی در پیش دارد. حکومت، حکومت حضرت امیر - سلامالله علیه - و وضع حکومت او را ما در نظر بگیریم، و کسانی که در حکومت هستند و در دستگاههای دولتی هستند، سیره آن بزرگوار را در نظر بگیرند و ببینند که باید چه بکنند.
البته قدرت اینکه آنطور کسی عمل بکند، ماها نداریم، کسی ندارد. به طوری که نقل کردند در یکی از چیزهایی که به بعض از عمال خودشان نوشتند، نوشتهاند که: «سر قلمها را نازک بگیرید، سطرها را نزدیک هم بنویسید، از چیزهایی که فایده ندارد، احتراز کنید». (6) این یک دستوری هست برای همه؛ یعنی، دستوری هست برای کسانی که در بیت المال دست دارند. اینطور حضرت امیر - سلامالله علیه - در وقت حکومتش دستور میدهد برای صرفه جویی. او مضایقه میکند که در یک صفحه که میشود ده سطر نوشت، پنج سطر نوشته بشود؛ یک قلم که میتواند آن مرکّبی که در آن وقت بوده است صرف کند، سرش ریزه باشد تا کم صرف بشود، حرفهای غیر اصولی نوشته نشود، که صرفه واقع بشود. باز از ایشان نقل شده است که حساب بیت المال را میکشیدند، چراغی روشن بود، شمعی روشن بود و کسی آمد با ایشان حرف دیگری میخواست بزند، شمع را خاموش کردند، فرمودند که این مال بیتالمال است، تو میخواهی حرف دیگر بزنی.
ما چه کنیم با بیتالمال مسلمین؟ وظیفه حکومتها چیست با بیتالمال مسلمین؟ این مسئله، مسئله این نیست که در آن وقت و در حکومت حضرت امیر باشد؛ این دستور است در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت المال تصرف نکنند، یک دِرهَمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم، باید در پیشگاه خدای تبارک و تعالی، در کارهایی که میکنیم، تصرفهایی که در بیت المال میکنیم، باید بعد حساب بدهیم چرا؟ زیاده روی شده باشد، مجازات دارد؛ عدالت شده باشد، مجازات خیر دارد. بیت المال مسلمین را بزرگ بشمارید. (صحیفه امام، ج19، صص373 و 374)
* من درباره شخصیت حضرت امیر چه میتوانم بگویم و کی چه میتواند بگوید. ابعاد مختلفهای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمیآید. کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتی یکیاش نمیتوانیم برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی نمیتواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر میدانم که ساکت باشم. لکن مسئلهای را که بهتر است ما بگوییم، انحرافاتی است که برای ملتها و خصوصاً، برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دستهایی که این انحرافات را از اول به وجود آوردهاند و توطئههایی که بوده است در طول تاریخ و اخیراً در این سالهای اخیر، سدههای اخیر پیش آمده است، آنها را عرض کنم.
مسئله غدیر، مسئلهای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئلهای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسولالله کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مامور میکند رسولالله را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت اینطور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود. و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کردهاند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئلهای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس میگوید که «به قدر این کفش بیقیمت هم پیش من نیست» (7) آنکه هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر - سلامالله علیه - و اولاد او میتوانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست. مسئله این است که به ما یاد بدهند که چطور باید تبعیت کنیم، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملتها و دست اندرکاران باشد. (صحیفه امام، ج20، صص111 و 112)
----------------------
1- نهج البلاغه، نامه 53.
2- اصل: حکومتها.
3- «سپاس خدایی را که ما را از متمسکین به ولایت حضرت علی و اهل بیت او(ع) قرار داد.»
4- مرحوم آیتالله واعظ طبسی به همراه مسئولان، مدرسان و طلاب استان خراسان.
5- مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری آیتالله خامنهای.
6- نهج البلاغه، کلمات 307.
7- نهج البلاغه، خطبه 33.
* روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم - صلیالله علیه وآله و سلم - تکلیف حکومت را معین فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود.
* این روز مبارک که از اعیاد بزرگ اسلام است و به حسب نفوس ما بالاترین عید است و نکتهاش هم این است که این ادامه نبوت است، ادامه آن معنویت رسولالله است، ادامه آن حکومت الهی است، از این جهت از همه اعیاد بالاتر است.
* عیدغدیر، عیدی است که مال مستضعفان است، عید محرومان است، عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم - صلیالله علیه و آله و سلم - برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا، حضرت امیر - سلامالله علیه - را منصوب فرمودند.
* ما چه کنیم با بیت المال مسلمین؟ وظیفه حکومتها چیست با بیت المال مسلمین؟ این مسئله، مسئلهای نیست که در آن وقت و در حکومت حضرت امیر باشد؛ این دستور است در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت المال تصرف نکنند، یک دِرهَمش در آن طرف حساب دارد.
* من درباره شخصیت حضرت امیر چه میتوانم بگویم و کی چه میتواند بگوید. ابعاد مختلفهای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمیآید.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.