پایگاه خبری مسجد حضرت آیت الله شفیعی اهواز

پایگاه خبری

مسجد حضرت آیت الله شفیعی اهواز

پنجشنبه ۱۵ فروردين ۱۴۰۴

پایگاه خبری مسجد حضرت آیت الله شفیعی اهواز

مسجد آیت الله شفیعی یکی از قدیمی‌ترین مساجد اهواز است که درسال 1308(ه.ق) تاسیس شده است.
بیش از پنجاه سال است که حضرت آیت الله سید علی شفیعی (که هم اکنون نماینده مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری هستند) امامت جماعت این مسجد را بر عهده داشته و به خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی همت گماشته‌اند.
مسجد آیت الله شفیعی در دوران دفاع مقدس سنگری مهم برای رزمندگان اسلام محسوب می شد.
هم اکنون نیز جوانان این مسجد با عشق به امام راحل و آرمان‌های انقلاب لحظه‌ای از تلاش برای خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی کوتاهی نمی‌کنند.

معرفی کتاب
رمضان، ماه بندگی
رمضان، ماه بندگی

در ایام ماه مبارک رمضان به معرفی کتاب «رمضان، ماه بندگی»، تالیف حضرت آیت الله شفیعی می پردازیم:

این کتاب، مجموعه گفتارهایی است که در سحرگاهان ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۱ شمسی، از صدای جمهوری اسلامی ایران (مرکز خوزستان) پخش شد.

آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

شهید محمدرضا آل مبارک

ولادت: 1345- دزفول

شهادت: 1361 ، عملیات محرم، منطقه شرهانی

محمدرضا در روز بیست و هشتم صفر به دنیا آمد.

هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که دو روز در هفته روزه می گرفت و همیشه نماز شب می خواند.

در انجام کارهای منزل به مادر کمک می کرد و انسان بسیار قانعی بود.

طاغوتیان و خانواده های طاغوتی را نصیحت می کرد و مسائل شرعی را رعایت می نمود. صله رحم به جا می آورد و به دیدار دوستان و اقوام می رفت.

محمدرضا آل مبارک در سال 1361 و در عملیات محرم در منطقه شرهانی به شهادت رسید.


شهید در کلام پدر:

یک روز محمد رضا را بردیم و برای او پیراهن خریدیم. محمد رضا چون میدانست از لحاظ مالی مشکل داریم، روز بعد پیراهن را می برد پس میدهد و میگوید:«آقام گفت: لباس را نمی خواهم.»

از او پرسیدم: «چرا پیراهن را پس دادی؟» گفت:«آقا پس دادم، لباس نمی خواهم.»

مدتی بعد محمد رضا پیش مادر شهید احسان الله رمضانی می رود و می گوید: «لباس احسان الله را می خواهم.»

مادر شهید رمضانی هم لباس را به او می دهد و شهید محمدرضا آل مبارک با همان لباس سبز شهید رمضانی دفن شد.

نسبت به حق الناس خیلی حساس بود.

ما مغازه کالای خانه و کادو فروشی داشتیم. بعد از انقلاب اجناس گران شده بود، می خواستیم یک سرویس وسایل خانه را بفروشیم. 

به خریدار گفتیم: «قیمت 80 تومان می شود.»

محمد رضا جلوی مشتری گفت: «این سرویس از 70 تومانی هاست، از 80 تومانی ها نیست.»

[وقتیکه جنسی گران شد، میتوانی به قیمت روز بفروشی. از لحاظ شرعی مشکلی ندارد.]

خریدار به قیمت 80 تومان خرید و رفت. باقی سرویس ها را خواستیم سر جایشان بگذاریم که 2 لیوان پایین افتاد و شکستند. قیمت 2 لیوان 10 تومان بودند.

10 تومان را از خریدار گرفتیم و از این طرف 10 تومان را از دست دادیم.

به او گفتم: «چرا این حرف را زدی؟ اشکال شرعی که ندارد؟»

خیلی مودبانه گفت: «می خواهم چیزی گردنت نماند.» و دیگر هیچ نگفت.

شهید محمد رضا آل مبارک در منزل خیلی به مادرش کمک میکرد و خانواده هم از او راضی بودند.

بار آخر که می خواست به جبهه برود به من گفت: «می خواهم صورتم را اصلاح کنم.» ماشین اصلاح را برایش آوردم. گفت:« بابا، تو صورتم را اصلاح کن.»

هنگامیکه صورتش را اصلاح می کردم، نور عجیبی در صورت او می دیدم. اینجا بود که یقین پیدا کردم که دیگر باز نمی گردد.

به او گفتم : «بابا، محمد رضا دیگر نرو.»

گفت: «نروم؟ بابا تو باید بگویی برو!»

همیشه بین دو نماز از آیت الله شفیعی مسئله شرعی می پرسید و حاج آقا هم جواب او را میداد.

حضرت آیت الله شفیعی در بالای منبر او را شهید جامع الشرایط خطاب کرده اند.


"شب اربعین حسینی بعد از نماز مغرب دلشوره عجیبی به دلم افتاد به طوری که نتوانستم نماز عشاء را بخوانم. از مسجد حاج آقا به حسینیه اعظم رفتم و در آنجا برای خود نوحه ای خواندم و گریه کردم. حالم بهتر شد.

از در حسینیه آمدم که خارج بشوم، حاج صادق آهنگران را دیدم و خبر شهادت فرزندم را به من داد."

همان شب مادر شهید خواب می بیند که سر محمدرضا را آوردند و شستشو دادند.

"وقتی بالای سر شهید رفتم و جسد بی سر و دست و سینه پاره پاره ی او را دیدم از شدت ناراحتی نزدیک بود در همان جا جان بدهم اما ذکر نام مبارک اباعبدالله الحسین جان تازه ای به من بخشید." 


بدن شهید آل مبارک در سه مرحله دفن شد:

روز اربعین بدن بدون دست و سر

روز هفتم فک شهید و

هفت سال بعد سر مبارک شهید را دفن کردند.

هنگام دفن سر شهید پدر رو به جنازه می کند: "محمدرضا آرام بخواب که مولایت امام حسین(علیه السلام) بی سر بود."

محمدرضا به مادرش سفارش کرده بود: "دست از یاری امام برندارید."


پایه تابوت شهید آل مبارک از در حسینیه اعظم تا مسجد امام صادق(علیه السلام) بر دوش شهید سید مرتضی شفیعی بود، این دو خیلی با هم مانوس بودند.

دو ماشین آمبولانس آمده بودند شهدا را ببرند، فقط 13 شهید داخل آمبولانس ها جا شدند و دیگر جایی برای شهید آل مبارک نبود. جنازه را تا بهشت آباد بر سر دوش مردم بردیم. 

در تمام راه هم پدر شهید مداحی می کرد.

  • ۹۶/۰۸/۰۱
  • ۲۲۶۹ بیننده|
  • ۲۵۰۳ نمایش|
  • |

دفاع مقدس

شهید

شهید محمدرضا آل مبارک

دیدگاه (۱)

سلام
معرفی شهدای مسجد خیلی کار خوب و پسندیده ای هست.
ان شاءالله که این کارتون بصورت مستمر در طول سال (ولادت و شهادت شهدا) انجام بشه

ارسال دیدگاه

بدیهی است که همه دیدگاه‌های شما خوانده شده و برای انتشارشان، ملاک‌ها و معیارهایی لحاظ می‌شود؛ بنابراین، برای درج دیدگاه خود، رعایت برخی چهارچوب‌های اخلاقی ضروری است:

لطفاً دیدگاه خود را به زبان فارسی بنویسید، پیام های غیر فارسی منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که حاوی توهین، تهمت یا افترا، نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی باشد منتشر نخواهد شد.

در صورتی که تمایل به ارسال نظر به صورت خصوصی دارید، تیک گزینه خصوصی را بزنید.

از ارسال دیدگاه های تبلیغاتی و یا حاوی لینک، خودداری کنید، پیام های نامرتبط با متن، تأیید نمی شوند.

لطفاً دیدگاه‌تان تا حد امکان مربوط به همین نوشته باشد.

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یادداشت سردبیر
در محضر قرآن
در محضر قرآن

ویژه برنامه در محضر قرآن

با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد رضا شفیعی

روزهای ماه مبارک رمضان 1446، بعد از اقامه نماز جماعت ظهر

اهواز، میدان شهدا ، مسجد آیت الله شفیعی

سخنرانی حضرت آیت الله شفیعی در جمع رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس

دریافت

مدت زمان: 18 دقیقه 51 ثانیه

آخرين ديدگاه‌ها
پاسخ: علیکم السلام ارادت شماره ...
پاسخ: سلام از طریق کتابخانه ...
مسجد حضرت آیت الله شفیعی